خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

535

نهج البلاغة ( فارسى )

به رنگهايش تكبّر نموده به خود مى نازد ، و بحركات و نازشهاى دمش مى خرامد ، جماع مىكند مانند جماع خروسها ، و براى آبستن نمودن با مادهء خود نزديكى مىكند مانند نزديكى نرهاى پرشهوت ( در اينجا امام عليه السّلام در ابطال گفتار كسى كه گمان مىكند نزديكى طاووس اين گونه نيست مى فرمايد : ) 7 در آنچه راجع به جماع طاووس بيان كردم ترا به مشاهده و ديدن حواله مى دهم نه مانند كسى كه ( گفتارش را ) حواله مىدهد برسند ضعيف و نادرست كه اعتماد بر آن ندارد ( زيرا او مى گويد : مى گويند ، و من مى گويم برو ببين ) و اگر آن طور باشد كه گمان ميكنند باينكه طاووس نر ماده‌اش را آبستن مىكند بوسيلهء اشكى كه از چشمهايش ريخته در اطراف پلكهايش جمع شده و مادهء آن آن را به منقار برميدارد و مى چشد آنگاه تخم مى نهد ، و جماع طاووس نر از غير اشك بيرون آمدهء از چشم نيست ، هر آينه اين گمان ( نادرست ) از مطاعمهء كلاغ ( منقار در منقار نهادن يكديگر ) شگفتر نمى باشد ( چون جماع كلاغ ديده نشده « بر سبيل مثال مى گويند : هذا أخفى من سفاد الغراب يعنى اين امر از جماع زاغ پنهان تر است » گمان دارند كه جماع آن آبى است كه در سنگدان غراب نر مى باشد و ماده آن را به منقار برداشته بوسيلهء آن تخم مى نهد و جوجه مى آورد ، منظور امام عليه السّلام اينست كه مردم چون جماع كردن كلاغ را نديده‌اند اين نوع سخنان را مى گويند ، و اگر در بارهء طاووس هم آنچه از ايشان نقل شده بگويند جاى شگفتى نيست ، زيرا از روى نادانى و اعتماد بر گفتار نادرست آنچه بدون برهان شنيده‌اند مى باشد . باز در وصف طاووس مى فرمايد : ) 8 تصوّر ميكنى استخوان پرهاى آن ( از بسيارى سفيدى و شفّافى ) ميلهايى است از نقره ، و تصوّر ميكنى آنچه بر آن بالها روييده شده از قبيل دائره‌هاى شگفت آور و گردن بندها ( به زردى و جلاء داشتن مانند ) طلاى خالص است ، و ( به سبزى چون ) تكه‌هاى زبرجد مى باشد ، 9 پس اگر بالش را تشبيه كنى به گلها و شكوفه‌هايى كه زمين مى روياند خواهى گفت : دستهء گلى است كه از شكوفهء هر بهارى چيده شده است ، و اگر آن را به پوشيدنيها مانند سازى ( خواهى گفت : ) مانند حلهّ‌هايى است كه نقش و نگار در آن به كار برده‌اند ، يا مانند جامه‌هاى خوش رنگ و زيباى بافت يمن ، و اگر آن را به زيورها تشبيه گردانى ( خواهى گفت : ) مانند نگين هاى رنگ به رنگ است كه در ميان نقرهء مزيّن بجواهر نصب شده است ، 10 راه مى رود مانند خراميدن دلشاد پر ناز ، و با تأمّل و دقّت بدم و بالش مى نگرد ، و از زيبايى پيراهن و رنگهاى ( گوناگون ) جامه‌اش قهقه مى خندد ، و